من را محبوب کنيد
معبر سايبري فندرسک


 

معبر سایبری فندرسک معبر سایبری فندرسک معبر سایبری فندرسک معبر سایبری فندرسک
نوشته شده توسط : افسر سایبری

آرشیو

تحقیق بصیرت : بعد از طراحی و انتشار این پوستر توسط معبر سایبری فندرسک خیلی از دوستان سریعا انتقاد کردند. اما الان سایت های حامی دولت هم این پوستر که طراحی این حقیر هست رو انتشار دادن و با معنای این جمله موافقت کردند. 1392/03/02

بصیرت یعنی اینکه بدانیم...

بصیرت یعنی اینکه بدانیم

شخصی که به دستور مقام معظم رهبری

شایستگی معاونت رئیس جمهوری را ندارد،

شایسته ریاست جمهوری نیز نیست ...

 

کپی برداری از پوستر با ذکر منبع آزاد


:: مطالب مشابه : ضد مشایی - 30 یا 30 - روشنگری
انتشار: پنجشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٢ | سنگر نظرات ()            
نوشته شده توسط : افسر سایبری

برای مشاهده سایز اصلی بر روی عکس کلیک نمایید

نامه تاریخی و ماندگار رهبر معظم انقلاب در عزل مشاییبسم رب الشهدا و صدیقین، اینجانب نویسنده وبلاگ معبر سایبری فندرسک بدینوسیله اعلام میدارم با تمام احترامی که برای رأی شورای نگهبان قائل هستم، چه اسفندیار رحیم مشایی رد صلاحیت بشود چه نشود این حقیر قبلا با این حکم رد صلاحیت مشایی را از رهبر انقلاب گرفته ام.

 

 


:: مطالب مشابه : ضد مشایی - انتخابات
انتشار: سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ | سنگر نظرات ()            
نوشته شده توسط : افسر سایبری

دیروز 【 200هزار شهــــید 】 در یک جبهـــه جـــا شدند ...

امروز 2 کــــاندیدا هم به سخــــتے در یک جبهـــه جــا میشوند.. !!!!

شهدا کجا و سیاسیون ما کجا

برگرفته از : فیس من یک ایرانی مسلمانم


:: مطالب مشابه : 30 یا 30 - شهدا
انتشار: یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٢ | سنگر نظرات ()            
نوشته شده توسط : افسر سایبری

خواهرم،

گوهر وجودت را

به لایک های بی ارزش نفــــــــروش

لایک های بی ارزش ...

برای مشاهده سایز اصلی بر روی عکس کلیک کنید

پ,ن: انتشار با ذکر منبع بلامانع


:: مطالب مشابه : حجاب و عفاف - پوستر - جنگ نرم
انتشار: شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٢ | سنگر نظرات ()            
نوشته شده توسط : افسر سایبری

پوستر حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی

پ,ن: والا من طراح پوستر نیستم ولی امیدوارم مفهوم امسال رو خوب رسونده باشم.

برای دریافت سایز اصلی به ادامه مطلب مراجعه نمایید


:: مطالب مشابه : پوستر
انتشار: شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٢ | سنگر نظرات ()            
نوشته شده توسط : افسر سایبری

پوستر وظیفه افسران جنگ نرم در انتخابات

یکی از وظایف افسران جنگ نرم در انتخابات
شناسایی و خنثی کردن توطئــــــــه دشمن است.

برای دریافت سایز اصلی به ادامه مطلب مراجعه نمایید



:: مطالب مشابه : پوستر - جنگ نرم - انتخابات
انتشار: شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٢ | سنگر نظرات ()            
نوشته شده توسط : افسر سایبری

مظلوم تر از بهشتی
خدوم تر از رجایی
حماسی حماسی
ولایی ولایی
لبیک یا مشایی !!!

بازی با آبروی شهید رجایی و بهشتی

پ,ن: شهید رجایی و بهشتی کی از دستور رهبرشون سرپیچی کردن که از اونا مایه میذاری؟ شهید بهشتی و شهید رجایی کی مثل تو ریا کردن که از اونا مایه میذاری؟ شهید بهشتی و رجایی کی چفیه فلسطینی انداختن و یکلام علیه اسرائیل حرفی نزدن که تو از اونا مایه میذاری؟ شهید بهشتی و شهید رجایی کی دل رهبرشون رو خون کردن که تو ازونا مایه میذاری؟ حتما میخوای بعد احمدی نژاد حاله نورش رو هم به ارث ببری که عکست رو با حاله ای از نور انداختی؟ تا دیروز که همه میگفتن لبیک یا رهبر حالا شد یا مشایی؟

فردی که با مکتب ایرانی، بیداری انسانی و هدیه تهرانی به تاجیکستان می‌رود برای حضور در محضر امام زمان (عج) نبوده بلکه برای احیای فرهنگ پادشاهی است


:: مطالب مشابه : ضد مشایی - روشنگری - 30 یا 30
انتشار: جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ | سنگر نظرات ()            
نوشته شده توسط : افسر سایبری

ما را ببخش که حرفِ هر روزمان تکـرار دوست داشتن توست؛
اما بی تویی، در هر روزِ ما تکـرار میشود…
و ما هر روز در تکــرارِ دوست داشتنت،
با خطا و گناه، از تــو می گریزیم

دل بیقرار نیست ادا درمی آوریم

دل بیقرار نیست ادا درمی آوریم
                                  چشم انتظار نیست ادا در می آوریم
اصلا دلی که مست ریا و هوس شود
                                  گوشش به کار نیست ادا در می آوریم
برلب دعا و دل غرق شهوت است
                                  این رسم انتظار نیست ادا در می آوریم


:: مطالب مشابه : امام زمان
انتشار: جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ | سنگر نظرات ()            
نوشته شده توسط : افسر سایبری

و تو ای خواهرم
قبل از هرچیزی دشمن از سیاهی چادرتو می ترسد تا سرخی خون من
این چنین باش تا مرید زینب باشی.

                                                                      شهید امیر ممسنی

دشمن از سیاهی چــــادر تو می ترسد

پ,ن: چند روز پیش داشتم تو شهرگنبدکاووس راه می رفتم که چشمم افتاد به یه پدر و دختر. پدره دستش تسبیح بود و ذکر می گفت اما دخترش بشدت بدحجاب و لباس زننده ای پوشیده بود. با خودم گفتم یعنی خدا ذکر این پدر رو قبول می کنه؟ در حالی که دخترش باعث به گناه افتادن خیلی ها میشه؟ خیلی وقت ها اینقدر غرق مستحبات می شیم که واجبات رو از یاد می بریم.


:: مطالب مشابه : شهدا - حجاب و عفاف
انتشار: چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ | سنگر نظرات ()            
نوشته شده توسط : افسر سایبری

جنگ که شروع شد، سر زمین بودم با تراکتور،
جنگ که تموم شد، برگشتم سر همون زمین، بی تراکتور.
آقاجون مو هنوز دفترچه بیمه هم نگرفتم،
حالا خیلی زوره، خیلی زوره این حرفا...
شما سهمتان ر دادن.
سهمتان همین زخم زبون هایی بود که زدین....

مدیون همین هاییم...

پ,ن: تازگیا با خانواده ای فامیل شدیم که پدر این خانواده یه جانباز هست. بهش گفتم به شما چقدر سهمیه میدن؟ گفت روزی که داشتیم میرفتیم دفاع پدرم هرسه برادر رو دور خودش جمع کرد و گفت: نمیبخشمتون و مدیون هستین اگه برین دفاع کنین و بعدش از جمهوری اسلامی پول بگیرین. میگفت من دنبال پولش نبودم اما انتظار ندارم الان خیلی ها که از تیرهای نخورده میلنگن بهترین سهمیه هارو بگیرن. حرفاش قشنگ بود میگفت یادمه بنی صدر دستور داده بود بچه بسیجی هارو از پشت با تیر بزنن. کل دندوناش رو کشیده بود. معده و روده هاش خراب بود میگفت مشکل از آب اونجا بوده. رو بدنش جای یه زخم خیلی گنده بود. تو ماشین بسختی مینشست و ... خیلی دلش از دست مسئولین پر بود خیلی. از بس بدنش ضعیف شده بود یبار فکر کرده بودن معتاد هست و دستگیرش کرده بودن. بعد که می برنش آزمایش میفهمن جانباز بوده.

این ها رفتند که ما بمونیم. آهای آقای مسئولی که رو صندلی نرمت تکیه دادی باتوهستم...


:: مطالب مشابه : شهدا
انتشار: سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٢ | سنگر نظرات ()            
نوشته شده توسط : افسر سایبری

افتخارم اینست که چند پاسدار تحویل نظام جمهوری اسلامی دادم

چند روز پیش اتفاقی سه تا از نیروهایی که یه زمانی تو پادگان بهشون آموزش نظامی میدادم رو دیدم. هر سه تایشون پاسدار شده بودن. یکیشون بهم گفت : فلانی یادته شب آخر که داشتیم از پادگان میرفتیم بهت گفتم آرزو دارم یه روز مثل شما بشم؟ گفتم: بله خب حالا شدی یا نه؟ گفت : بله منم پاسدار شدم. من لبخند زدم و گفتم: به به خیلی عالیه ولی از من رد شدی. گفت: چطور؟ گفتم: من حتی دیگه پاره وقت سپاه هم نیستم. بنده خدا خنده رو لباش خشک شد و مات منو نگاه کرد. فکر نمیکرد که من پاسدار نباشم فکر نمی کرد اون مربی آموزشی خشن و خشک و سرسخت که همه ازش میترسیدن یه بسیجی ساده باشه. دیدم خیلی ناراحت شد دستم رو گذاشتم رو شونش گفتم: ولی به خودم افتخار می کنم که شماهارو آموزش دادم و باعث شدم شماها پاسدار بشین...

پ,ن1: خدایش خیلی ذوق کردم که پاسدار شده بودن. تاسیس سپاه پاسدارن بر یاوران سیدعلی مبارک.

پ,ن2: فکر کنم باید این خاطرات دوران مربی بودنم رو بنویسم. اتفاقات جالبی برام افتاد.


:: مطالب مشابه : متفرقه
انتشار: دوشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٢ | سنگر نظرات ()            

 

   
اين وبلاگ تحت حمايت هيچ ارگان و نهادي نمي باشد و در جهت مقابله با تهاجم فرهنگي توسط افسران جوان جنگ نرم شهر خان ببين و منطقه فندرسک طراحي شده است
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه هرگونه کپی برداری بدون ذكر منبع ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد و شرعا حرام می باشد .
معبر سایبری فندرسک از جمعی وبلاگ های ارزشی استان گلستان