معبر را محبوب کنيد

عکس منتخب
slideshow_largeslideshow_largeslideshow_largeslideshow_large
از اصول اولیه جنگ نرم در فضای مجازی , حفظ حقوق کپی رایت همسنگران است
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا

ناخدای انقلاب : وظیفه‌ی همه‌ی ما این است که سعی کنیم کشور را مستحکم، غیر قابل نفوذ، غیر قابل تأثیر از سوی دشمن، حفظ کنیم و نگه داریم؛ این یکی از اقتضائات «اقتصاد مقاومتی» است که ما مطرح کردیم. در اقتصاد مقاومتی، یک رکن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد باید مقاوم باشد؛ باید بتواند در مقابل آنچه که ممکن است در معرض توطئه‌ی دشمن قرار بگیرد، مقاومت کند.

باتوجه به بیانات رهبر معظم انقلاب می توان گفت کارلوس کی روش سرمربی تیم ملی فوتبال ایران توانسته مفهوم اقتصاد مقاومتی را خوب درک کند و آنرا در فوتبال مقاومتی به نمایش بگذارد.

فوتبالی که در مقابل ابرقدرت این ورزش یعنی آرژانتین سر تعظیم فرو نیاورد و با تمام وجود در مقابل آن ایستادگی کرد و بارها توانست خطرات جدی را برای آرژانتین به وجود بیاورد و این همان مقاومتی است که ما در اقتصاد نیازمندیم.  

اقتصادی که باید در سایه تلاش و همدلی و هماهنگی با قدرت و با افتخار و بدون ترس از دشمن و دشواری ها و شکست ها با تکیه بر اراده ملی و استعداد های درونی به جلو پیش برود و متکی بر هیچ عامل خارجی نباشد.

فوتبال مقاومتی ایران مقابل آرژانتین الگویی برای اقتصاد مقاومتی

اقتصادی که در کنار مقاومت گاهی باید به جلو یورش ببرد و مانند قوچان نژاد موقعیت های ضربه زدن به اقتصاد دشمن را هم فراهم کند هرچند تمام دنیا علیه ما باشند و داور جهان (سازمان ملل) مانند پنالتی که بر روی دژاگه نگرفت، چشم بر خطاهای دشمنان بپوشاند.

در اقتصاد مقاومتی باید مانند فوتبال مقاومتی ایران و آرژانتین از جان و دل تلاش کنیم و مقاومت کنیم تا شاید شاید شاید بهترین اقتصاد دنیا مانند مسی بهترین بازیکن دنیا بتواند بعد از دفع چندین موقعیت خطرناک در دقیقه های پایانی گل بزند که آن هم انگیزه ما را کم نخواهد کرد چرا که خوشحالی دشمن نشان خواهد داد ما در کارمان موفق بوده ایم.

نباید یادمان برود فارغ از هر نتیجه ای که اقتصاد مقاومتی در بر خواهد داشت نکته اصلی آن این خواهد بود مانند فوتبال مقاومتی که ایران در مقابل آرژانتین به نمایش گذاشت ما در برابر ابرقدرت ها حرفی برای گفتن خواهیم داشت و مثل کشوری از پیش باخته نخواهیم بود و این نشانه اقتدار و عزت و شرف و سربلندی کشور و ملت ما خواهد بود.

پ,ن : آقای کی روش کاش مسئولین ما اندکی مانند شما گوش به فرمان رهبر انقلاب بودند.


مرتبط: روشنگری
 شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۳  ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ
پیامبراکرم(ص):حیا دوگونه است:حیاء عقل و حیاء حماقت، حیاء عقل، علم است و حیاء حماقت،نادانى است.

آقا مهراب کوچولو و دوستاش برای همراهی تیم ملی فوتبال رفتن برزیل و این مسئولیت خطیر و سخت رو به جان و دل خریدند و حسابی مشغول روحیه دادن به بروبچ تیم ملی هستند.

حالا یه عده بیکار تو ایران نشستند گیر دادند که چرا مهراب کوچولو با سبیل های فرمون دوچرخه ایش به همراه دوستاش با پول بیت الحال رفتن صفا سیتی و اونجا با شلوارک عکس انداختند و با شلوارک تو برزیل می چرخند.

پوشیدن شلوارک بازیگران در برزیل

مهراب کوچولوی ما ناراحت شده و گفته ما با پول بیت الحال نرفتیم و یه شرکت اسپانسر ما بوده. خب راست میگه بچم. این اسپانسره همون شرکت مسافرتی هست که خیلی خیلی اتفاقی و بدون هیچ دلیل خاصی، فدراسیون فوتبال حق فروش بلیت‌های جام‌ جهانی رو خیلی اتفاقی به اون داده ها. احتمالا هم این شرکته پول اضافی داشته خواسته یه جوری بریزه دور به ماچه.

پسر کوچولوی ما وقتی دیده همه بهش گفتن کوچولو چرا با شلوارک رفتی تو خیابون یاد بچگیاش افتاده و گفته من تو حموم اینجوریم و لب دریا اونجوری. الهی عمو فدات بشه شوپولی، توکه اونجاها اینجوری هستی خب تو خیابون هم همینجوری باش و یهو تی شرتت رو هم در بیار دیگه. یا اگه رفتی مهمونی یا با شلوارک برو یا اصلاً همون رو هم نپوش بعد به میزبان بگو من تو حموم هم همینجوری میرم. والا.

آقا کوچولو که خیلی ناراحت بوده گفته که من نماینده ایران در برزیل نیستم و بار مسئولیتی روی دوشم نیست و توقعی از من نداشته باشین. خب راست میگه دیگه. نمیدونم کیا هی تو گوش ما داد میزدند یه گروه از سفیران فرهنگی کشور به زودی راهی برزیل می شوند برای حمایت از تیم ملی. باور کن منظورشون مهراب کوچولو و دوستان نبوده ها احتمالا منظورشون پسر مدیر شبکه یک بوده.

پوشیدن شلوارک بازیگران در برزیل

 اما از حق نگذریم همونطور که مهراب جون گفته نباید از مهراب کوچولو و دوستان شلوارک پوششون توقعی داشته باشیم. اصلاً توقع از کسایی که به مردم کشورشون اهمیت نمیدن و اونارو تحقیر میکنند و خودشون رو بالاتر از بقیه میبینن توقع زیادیه. والا ما باید خیلی پررو باشیم که مهراب کوچولو و دوستاش توقع داشته باشیم.

ما باید از رسانه ملی توقع داشته باشیم که برنامه های نود قسمتی رو به دست افرادی میده که اصلاً مردم کشورشون براشون مهم نیستند و با این تفکرات ضد فرهنگی در پی ساخت برنامه هایی فرهنگی برای مردم ما هستند مثل ساختمان پزشکان.

ما باید از اون جوون های مسلمان انگلیسی توقع داشته باشیم که از یک کشور کفر پاشدن اومدن به یک کفرستان دیگه تا در کنار تماشای فوتبال به فکر فرهنگ سازی و تبلیغ اسلام باشند نه از اونایی که از یک کشور مسلمان رفتند به یک بلاد کفر و در پی عشق و حال و خوشگذرونی خودشون هستند به اسم سفیران فرهنگی.

پوشیدن شلوارک بازیگران در برزیل

ما باید از خودمان توقع داشته باشیم که چرا عاشق سینه چاک برنامه های افرادی هستیم که دغدغه های مارا به تمسخر می گیرند و خودشان را از ما بالاتر می دانند. افراد به اصطلاح هنرمندی که دچار غرور و خود برتربینی هستند و در برابر کوچکترین واکنش‌ها به رفتارهای آن ها، مردم را آماج توهین‌ها و تحقیرهای خودشان قرا می دهند.

پ,ن : مشکل اینجاست که شاید آقای قاسم خانی تو خانواده ای بزرگ شده که شرم و حیا براشون معنای نداشته. چراکه ماها جلوی پدر و مادرمون پاهامون رو دراز نمی کنیم و یا با شلوارک و زیرپیراهن نمی شیم تا شرم و حیا رو حفظ کنیم. چون معتقدیم اگر همین شرم و حیای کوچیک از خانه ها حذف بشه زمینه ساز پاک شدن شرم و حیاهای بزرگتی در جامعه میشه. درک نکردن حیا توسط آقای قاسم خانی را می تونیم در سریال ساختمان پزشکان ببینیم که در اون زندگی خصوصی دو زوج جوان بارها توسط برادر شوهر مورد بی حرمتی قرار می گرفت. پس آقای قاسم خانی ما باید هم از شما توقعی نداشته باشیم...


 جمعه ۳٠ خرداد ۱۳٩۳  ٢:٠٠ ‎ب.ظ

امیرالمومنین (ع) :  زکات دانش، آموزش به کسانى که شایسته آنند و کوشش در عمل به آن است.

معبر سایبری فندرسک به منظور پیشبرد اهداف جنگ نرم و حمایت و ارائه خدمات به سایر همسنگران و پس از استقبال علاقمندان از اپلیکیشن اندروید معبر سایبری فندرسک، بر آن شد تا ساخت اپلیکیشن موبایل را برای وب سایت های مذهبی و ارزشی آموزش بدهد. دوستا ارزشی نویس می توانند در کمتر از ده دقیقه بدون دانش کد نویسی، یک اپلیکیشن حرفه ای برای وب سایت خود بسازند.

هزینه استفاده از این آموزش 5 صلوات هدیه به روح پرفتوح شهید امیر اسدی می باشد.

برای دریافت فیلم با کیفیت مناسب به ادامه مطلب مراجعه نمایید...


 پنجشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۳  ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ

تو خیابون که راه می رفتم ناخداگاه چشمم میفتاد به خانم هایی که بدحجاب بودند. ازین وضع حسابی ناراحت و عصبی می شدم و سرم رو مینداختم پایین و افسوس می خوردم.

دلم میخواست یک کاری کنم اما چه کاری از دستم بر میومد؟ از طرفی پیامبر(ص) هم فرموده بودند : نگاه به نامحرم تیر زهر آلودی از تیرهای شیطان است. دلم می خواست به یک شکلی این تیر رو به سمت خود شیطان برگردونم که هم باعث ثواب بشه و هم باعث عاقبت بخیری زنان بد حجاب.

راه حلی برای حفظ نگاه

تا اینکه تصمیم گرفتم هر بار که ناخداگاه چشمم به خانم بد حجابی افتاد هم نگاهم رو ازش برگردونم و هم از طرف اون خانم یک صلوات بفرستم و هدیه کنم به خانم فاطمه زهرا (س) برای عاقبت بخیری اون خانم بدحجاب.

اینجوری هم من یک ثوابی می برم، هم اون خانم یک ثوابی می بره، هم برای عاقبت بخیریش کاری کرده بودم و هم اینکه تیر زهر آلود شیطان رو به سمت خودش برگردونده بودم.

حالا شما فکر کنین اگه همه آقایون اینکارو کنن اونوقت چی میشه؟؟؟

پ,ن : از وقتی که دارم اینکارو انجام میدم احساس خوبی بهم دست داده و حس رضایت دارم. شماهم امتحان کنین.

 


 شنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩۳  ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ

ناخدای انقلاب : امروز باید یکی از گفتمان های پایه ای کشور، گفتمان پیشرفت علم و فناوری باشد.

با عنایت به خداوند منان، در جهت دسترسی راحت و همچنین بهره مندی از رسانه فرهنگی، انقلابی و اسلامی اپلیکیشن معبر سایبری فندرسک راه اندازی و آماده دریافت همراهان معبر قرار گرفت.

اپلیکیشن آندروید معبر سایبری فندرسک

دوستان و همراهان معبر از این به بعد می توانند در هر نقطه ای با نصب این اپلیکیشن از آخرین بروز رسانی های معبر مطلع شوند.

در این اپلیکیشن آخرین اخبار وب سایت هایی از جمله خامنه ای دات آی آر ، عمارنامه ، فرهنگ نیوز و افسران نیز قرار داده شده است.

برای دریافت و همچنین مشاهده اسکرین شات از این اپلیکیشن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.


 جمعه ٢۳ خرداد ۱۳٩۳  ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ

سلام. سلام حدیث غروب های دلتنگی انتظار. سلام واژه گم شده الفبای بیقرار. سلام تمنای دل های تاول زده جاده های فاصله. سلام بهانه گریه های ابر های آسمان منتظر. سلامی چو بوی بد بی وفایی...

قبول دارم بی وفاییم مولا جان. بی وفاییم که بیشتر از تو به فکر یارانه آخر ماهمان هستیم. بی وفاییم که کودکی مان گل می کند و به دنبال زرق و برق های مغازه های چشم چرانی دست تو را رها می کنیم و ... گم می شویم.

گم می شویم و می مانیم. می مانیم و نمی آییم. نمی آییم و تو برای آمدمان دعا می کنی. می بینی آقاجان گم شدن خودمان راهم گردن تو می اندازیم؟ قبول کن بی وفاییم. بی وفاییم که تو را سال ها در میانه زمان رها کرده ایم و چشم در آینه خیال دوخته ایم که شاید تو بیایی. خنده دار نیست؟ برای آمدنت هم شاید و اگر و اما می کنیم.

اصلاً شما چرا بیایی؟ نمیدانم چرا برای آمدنت دعا می کنیم. عیب اینجاست که باید برای آمدن خودمان دعا کنیم. اگر عیب از ما نبود اینقدر ندبه هایمان بوی نم نمیداد. حقیقتش را بخواهی دل خوش کرده ایم به چهل عهدی که باتو بسته ایم. باتو چهل عهد بسته ایم و عهد باتو ماندن را خوب می شکنیم.

آقاجان باور کن کوچه پس کوچه های قلبم را که جستجو کنی نشانی خودت را نخواهی یافت. پر شده ایم از آدرس اشتباهی خیابان ریا و کوچه تظاهر. گاهی هم می خوریم به بن بست گناه. اگر خیابان سالمی هم هست بی شک پر است از چاله و چوله. دیروز حوالی خیابان خیال تو تابلو زده بودند کارگر ها مشغول کارند و راه رسیدن به تو را اشتباهاتمان خراب کرده بود.

 عریضه عاشقی به امام زمان (عج)

رفتگر قلبم می گفت انگار فصل خزان زود رسیده است. برگ های سبز امیدت را دیروز در کنار جوی آب گذر زمان جارو کردم. ولی اگر چشمه اشکت جاری شود شاید تن خشکیده رگ های حیاتت جان دوباره ای بگیرد و درخت امیدت جوانه بزند.

بگذریم آقا جان، خودمانیم صدای قدم های انتظارت کمرنگ شده است. خبری در راه است؟ نسیم دیروز می گفت بوی پیراهن یوسف را از چمنزار اطراف کنعان استشمام کرده است.

میدانم که خودت هستی. میدانم که با دیدنت قلب های ما می شکفد. می دانم که با دیدنت آسمان تیره پلک هایمان نمایان خواهد شد. می دانم طوفان اندوهمان فروخواهد نشست. می دانم می آیی و یاس ها دوباره از دل کوچه های تنگ جوانه می زنند. می دانم می آیی و حس تنهایی تمام لحظه های بی توبودن را پر خواهی کرد.

پس رخ بنما که جهان تشنه ی دیدار توست. مدت ها روزه دار ندیدنت هستیم و فالگوش ایستاده ایم که ببینیم صدایی از کنار کعبه دل خواهد آمد؟ به هر حال اینجا زمان به وقت تو تنظیم شده است. دارد زمان بیدارکردنمان دیر می شود...

من منتظر لحظه بی دروغ سلام هستم...

پ,ن :‌ میلاد حضرت مهدی (عج) رو خدمت تمام جهانیان تبریک می گم. اوضاع جهان خود گواهی دهنده رسیدن آخرالزمان هست. حوادث سوریه و عراق، سبک پوشش، کشتار در جهان و ... همه و همه می گویند این جاده بوی آمدن کسی را خبر می دهد.


 جمعه ٢۳ خرداد ۱۳٩۳  ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ

به عنوان یک افسر جنگ نرم وقتی دیدم همه برنامه هایی مثل ویچت، وایبر ، واتس اپ، تانگو، لاین و اینستاگرام روی گوشی های خودشون نصب می کنن برام جالب شد تا ببینم این برنامه ها چی دارن که اینقدر مردم رو به خودشون جذب کرده.

اوایل همه اون هایی که شماره من رو داشتن کیف می کردن که به به فلانی هم وارد این برنامه ها شده و شروع به خوش آمد گویی می کردن. اما لحن صحبت کردن همه خیلی خودمونی بود. حتی خانم های نامحرمی که یا همکلاسی بودن یا برای کارهای اداری شماره ام رو داشتن. برام جالب بود که تو این فضا هیچکس هیچکس رو غریبه نمیدونست.

هدف شبکه های اجتماعی تحت موبایل تنها جاسوسی نیست!!؟؟اما بعد چند وقت استفاده از این برنامه ها پرده ها کنار رفت و ماهیت اصلی اون هارو کشف کردم که باعث شد سریعاً تمام این شبکه های اجتماعی رو از روی گوشی همراهم حذف کنم.

اصل ماجرا چه بود؟ (اسامی استفاده شده غیر واقعی می باشند)

یک روز تصمیم گرفتم برم به پروفایل افرادی که جزء دوستانم به من اضافه شده بودن. رفتم تو پروفایل آقا حمید یکی از بچه های گل و مذهبی که یکدفه چشمم افتاد به نظرات یکی از مطالب ارسالیش. چندتا دخترخانم جوون که عکس های بی حجابی رو آواتارشون گذاشته بودن برای آقا حمید نظر گذاشته بودن و آقا حمید ماهم براشون نوشته بود: ممنون نازی جون. به سلام فاطی کوچولو چه عجب کجایی دختر؟

چند لحظه مات و مبهوت بودم که این همون حمید بچه مثبت خودمونه که الان با دخترای نامحرم و بی حجاب اینجوری داره حرف میزنه؟ حتی اگه فامیلشونم باشه نه حمیدی که میشناسم اینجور پسریه نه اینکار شرعاً درسته. خیلی ناراحت شدم.

هدف شبکه های اجتماعی تحت موبایل تنها جاسوسی نیست!!؟؟هدف شبکه های اجتماعی تحت موبایل تنها جاسوسی نیست!!؟؟

بیخیال حمید شدم و رفتم تو پرو فایل سعید از دوستای گل روزگار که یهوو دیدم اوه اوه عکس شخصی با خانمش که لباس مناسبی نداشته رو انتشار داده که سریع پریدم بیرون. پیش خودم گفتم سعید از تو بعید بود تواینقدر با غیرت بودی آخه چرا؟

گفتم سعید هم بیخیال که چشمم افتاد به پروفایل یکی از همکلاسی های خانم و که خیلی خانم سرسنگینی بود. تا وارد شدم دیدم برا هر مطلب ارسالیش چندین پسر عتیقه لایک و نظر گذاشتن و اون خانم همکلاسی هم با شوخ طبعی و بدون رعایت حریم محرم و نامحرم شروع به شوخی های دور از شأنش کرده بود.

هدف شبکه های اجتماعی تحت موبایل تنها جاسوسی نیست!!؟؟هدف شبکه های اجتماعی تحت موبایل تنها جاسوسی نیست!!؟؟

تو پروفایل هرکسی می رفتم یا عکس مناسبی نداشت یا چیزهایی میدیدم و میخوندم که کلا با اون شخصیتی که از اون طرف انتظار داشتم زمین تا آسمون فرق داشت. بله تازه متوجه شده بودم هدف اصلی این شبکه های موبایلی تنها جاسوسی نیست بلکه اون ها حریم های بین مردم رو هدف قرار داده اند. وقتی بین من و دوستم حریم ها شکسته بشود زمینه های بی اعتمادی و شک بوجود میاد. وقتی بی اعتمادی و شک بوجود بیاد کم کم به سمت جامعه ای خواهیم رفت که هیچ اعتمادی در اون نیست.

داستان مرگ خاموش سربازان آمریکایی

بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار میداد.

حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود. زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود. آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد. از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد.

اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود. زندانیان به مرگ طبیعی می مردند. امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمیکردند. بسیاری از آنها شب میخوابیدند و صبح دیگر بیدار نمیشدند.

هدف شبکه های اجتماعی تحت موبایل تنها جاسوسی نیست!!؟؟هدف شبکه های اجتماعی تحت موبایل تنها جاسوسی نیست!!؟؟

 آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمیکردند و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند. دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:

 «در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده میشد. نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشدند. هر روز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند، یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکرده اند را تعریف کنند. هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد، سیگار جایزه میگرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمیشد. همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند».

تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است. با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین میرفت. با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب میشد و خود را انسانی پست می یافتند. با تعریف خیانتها، اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت. و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود. این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده میشود. چقدر در زندگی خود و اطرافیان خود را به صورت خاموش شکنجه کرده ایم؟

پ,ن : دردسر عضویت من در این شبکه ها این بود که به دلیل کار دانشجویی که در دانشگاه انجام میدم شماره تلفنم بین خیلی از دانشجوها پخش شده بود و هرکسی هم که عضو این شبکه های اجتماعی موبایلی بود به راحتی به پروفایل من دسترسی داشت. عکس پروفایل من تو دل یک جنگل کنار رودخانه بود. یکی از خانم ها عکس پروفایل من رو روی گوشی خودش ذخیره کرده بود و بین دانشجو ها اون رو نشون می داد و شایعه درست کرده بود که با من رفته جنگل و از من عکس گرفته. اما خدارو شکر همه من رو خوب میشناختن و سریع جلوی اون خانم رو گرفتن و هیچکس هم حرف اون خانم رو باور نکرد.


 سه‌شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۳  ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ

می خواستم از جوونیم گلایه کنم. جوونی که نمیدونم بر باد رفت یا باد بر اون رفت. وقتی بر می گردم می بینم یه زمانی یه جایی یه عده جوون برا اینکه ما ها امروز باشیم و جوانی کنیم جوونیشون رو دادن و رفتن و خودشون رو فدا کردن به خودم حق میدم از جوانیم گلایه کنم. 

روز جوان رو باید به مادری تبریک گفت که هنوزم که هنوزه در حسرت برگشتن چندتا تیکه استخون جوونش هست، تا که شب جمعه بره سرخاکش یه دل سیر اشک بریزه.

روز جوان رو باید به مادری تبریک گفت که هنوزم که هنوزه در حسرت گرفتن عروسی براجوونی هست  که در راه خدا داد و ازون جوون فقط چندتا تیکه استخون براش آوردن.

روز جوان رو باید به پدری تبریک گفت که عصای دست پیریش رو برا خم نکردن غرور من و شما داد ولی براش فقط یه پلاک آوردن و گفتن یادگاری جوونت.

روز جوان رو باید به همسری تبریک گفت که هنوز چشمش به دره تا شوهرش که در جوانی رفت تا کسی دست درازی به ناموس مردم نکنه یه روزی برگرده اما حتی یه استخونش هم کسی پیدا نکرده.

روز جوان رو باید به جوانی تبریک گفت که بخاطر غیرتش، ساپورت تنگ غواصی رو به تن کرد و به دل اروند خروشان زد و دیگه بر نگشت تا من و تو یادمون بمونه غیرت یعنی چی.

جوانی رفت تا امروز ما جوانی کنیم...

روز جوان رو باید به جوانی تبریک گفت که از دانشگاه علم انتقالی گرفت و رفت به دانشگاه عشق تا که فارغ التحصیل بهشت شد مدرک شهادت بهش دادند.

روز جوان رو باید به جوانی تبریک گفت که عاشق ورزش و فوتبال بود اما برا اینکه ما امروز به تفریح و ورزشمون برسیم پاهاش رو توی میدون مین جا گذاشت.

روز جوان رو باید به جوانی تبریک گفت که در اثر ترکش های خمپاره دوتا چشماش رو از دست داد تا امروز چشم دشمن به ناموس ما نیفته.

روز جوان رو باید به جوانی تبریک گفت که ماسکش رو وقتی شیمیایی زدن در آورد و داد به رفیقش تا رسم جوانمردی رو زنده نگه داره تا که امروز ما جوانمردانه رفتار کنیم و دست هم رو بگیریم.

روز جوان رو باید به جوونایی تبریک گفت که پشت ولی زمانشون رو خالی نکردن و تا آخرین قطره و آخرین نفس ایستادگی کردن تا ما امروز پشتیبان ولی فقیه زمانمون باشیم درست مثل حضرت علی اکبر(ع).

 پ,ن : میلاد حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان رو تبریک می گم. بیایم به حق حضرت علی اکبر (ع) جوون خوبی برا امام زمانمون باشیم.


 دوشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩۳  ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ

یادمان هست زمانی که مانتو وارد ایران شد بسیار گشاد و بلند بود اما بعضی ها گفتند اسراف در اسلام حرام است و نباید این قدر پارچه حرام کنیم پس هر سال سانتی از مانتو را کم کردند تا اینکه الآن اسمش را نمی توان مانتو گذاشت و بهتر است بگویم پیراهن.

کم کم همین اتفاق نیز برای شلوار خانم ها افتاد. شلوار گشاد و راحت جای خودش را به ساپورت داد و اول ساپورت را در خانه ها می پوشیدند وبعد راه به مهمانی ها باز کرد و کم کم وارد کوچه و خیابان شد.

این نوع کشف حجاب را قبلاً در زمان رضاخان دیده بودیم. شاید کشف حجاب نرم بهترین نامی باشد که بتوان روی این نوع کشف حجاب گذاشت. یعنی همه چیز به آرامی و با مرور زمان صورت می گیرد و یکباره به اوج و شدت خود می رسد. ابتدا چشم ها و افکار را عادت می دهند و بعد از عادت چشم ها و افکار ضربه نهایی را وارد می سازند.

ساپورت مردانه ، هویت زنانه

و حالا که چشم ها و افکار ما را عادت داده اند هر روز به فکر زدن ضربه ای تازه به فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی ما هستند و این بار نوبت به بی هویتی مردان ماست.

ساپورت مردانه ضربه جدیدیست که به وسیله آن می خواهند غیرت مردانه ما را هدف بگیرند. اصولاً ساپورت ماهیتی زنانه دارد و پوشیدن آن توسط مردان درست مانند آن است که مردان لباس زنانه به تن کنند.

اولین نشانه های این کشف حجاب نرم را می توان در برنامه بفرمایید شام شبکه من و تو دید. در یکی از برنامه های بفرمایید شام که با حضور چهار نفر در دور یک میز شکل می گیرد این بار دو زن و دو مرد حضور داشتند که با الزام این شبکه انگلیسی زن ها لباس مردان و مردان لباس زن ها را به تن کردند.  

ساپورت مردانه ، هویت زنانه

ساپورت مردانه آن قدر ضایع است که با پوشیدن آن توسط مردان حتی در محافل شخصی و خانوادگی کسی از آن استقبال نکند ولی اینکه بعضی ها برای اینکه از مد عقب نیفتند حاضرند در بعضی مواقع خفت بکشند و هر ذلتی را قبول کنند تا از مد عقب نیفتند بسیار جالب است. گروه دیگری که از این نوع پوشش زنانه استفاده خواهند کرد مردان همجنس باز هستند.

اما همان طور که بیان شد این نوع پوشش برای مردان آن قدر ضایع است که حتی در کشورهای غربی نیز از این نوع پوشش توسط مردان استقبال نشده است. حتی ساپورت زنانه آن قدر که توسط زنان ما استفاده می شود در کشور های غربی استفاده نمی شود و این نشانگر این است که استفاده کنندگان از ین نوع پوشش عقده مدگرایی دارند و دچار کمبو مد هستند.

راه چاره چیست؟

بهترین راه برای جبران کمبود های مد همچنین مبارزه با مدهای غربی تشکیل کارگروه شناخت و مقابله و طراحی مد است. وظیفه این کارگروه شناخت مدهای غربی که با هویت ایرانی اسلامی ما مغایرت دارد و جلوگیری از تبلیغ این نوع مد در کشور است و همچنین تولید و حمایت از مد جدید ایرانی و اسلامی برای مقابله با مد های غربیست. متأسفانه شرکت تولید کننده مد های مغایر با شئونات ایرانی و اسلامی به راحتی و آزادانه در فضای مجازی در حال تبلیغ مد های خود هستند و هیچ نهادی با آنها برخورد نمی کند. این کارگروه می تواند با تبلیغ مد های ایرانی اسلامی در شبکه های تلویزیونی و در فضای مجازی و جلوگیری از تبلیغ مد های غربی در کشور سهم بسیار زیادی را برای حفظ هویت ایرانی اسلامی ما داشته باشد.

ساپورت مردانه ، هویت زنانه

 کلامی از ناخدای انقلاب : فرهنگ مثل هوایی است که چه بخواهیم چه نخواهیم باید تنفس کنیم، بنابراین اگر تمیز باشد یا آلوده، اثر متفاوتی را برجامعه و کشور خوا هد داشت. همه رفتارهای روزمره، عادات و «نگاه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی» مردم از فرهنگ آنها الهام می گیرد، بنابراین باورهای فرهنگی به همه مسائل و عرصه های دیگر سایه می اندازد و مهمتر است. مسئولان فرهنگی، باید با حساسیت و هوشیاری مراقب رخنه های بسیار خطرناک فرهنگی باشند و به وظایف ایجابی و دفاعی خود در این زمینه عمل کنند.

 پ,ن : آشنایی دارم که در تهران زندگی میکنه. تعریف می کرد چندسال پیش که با دوچرخه از سرکار به سمت خونه بر می گشته بین راه شلوارش میره لای زنجیر دوچرخه و زمین می خوره و در اثر همین زمین خوردن پایین شلوارش چاک میخوره و مجبور میشه ادامه راه رو پیاده بره به سمت خونه. فردای اون روز راه میفته بره سر کار که می بینه تمام بچه های محلشون همه پایین شلواراشون رو چاک دادن و طی سه روز کل تهران پایین پاهاشون رو چاک میدن و کمتر از یک هفته این مد چاک دادن پایین شلوار به کل کشور میرسه و اینجوری بود که فامیل ما به یکی از طراحان مد تبدیل میشه. خواستم بگم وقتی کمبود مد توکشور باشه مردم هر تغییر ندونسته رو مد به حساب میارند.


 جمعه ۱٦ خرداد ۱۳٩۳  ۸:٢۱ ‎ب.ظ

بیشتر خانم ها متأسفانه این روزها فقط در پی کلاس گذاشتن و به رخ کشیدن برتری های خودشون به دیگران هستند. مدرک تحصیلی هم یکی از این کلاس گذاشتن هاست. همین موضوع متأسفانه عاملی شده تا بیشتر دختر خانم ها در انتخاب های ازدواج خودشون با مشکل بزرگی روبرو بشن.

درسته مدرک تحصیلی خیلی خوبه اما دلیل نمیشه کسی که مدرک تحصیلی بالایی داره عقل و شعور و درک و فهم بالایی هم داشته باشه. این روزها رفتن به دانشگاه مثل آب خوردن شده و هر کسی میتونه بره دانشگاه و ادامه تحصیل بده. حتی یکی از دوستان می گفت من دانشگاهی ثبت نام کردم و یه مبلغی پرداختم و اصلاً نه در کلاس حاضر میشم نه سرجلسه امتحان میرم، بعد از گذشت 2 سال میرم مدرکم رو می گیرم.

یا چند روز پیش با یک نفر که مدرک دکترا داشت هم صحبت شدم و برام جالب بود اصلاً نمیتونست درست حرف بزنه و هیچ درکی از اوضاع ساده اطراف خودش هم نداشت. تو دلم گفتم خدا رو شکر مدرک دکتراش ربطی به  پزشکی نداره وگرنه وای به حال بیماراش.

همفکری مهمتر است یا هم مدرکی؟

یا اصلاً فرض رو بر این می گیریم که یک خانم شوهری رو انتخاب کرده که مدرک تحصیلی بالایی داره و تو دانشگاه معتبری درس خونده و بسیار هم فهمیده هست. اما طرز تفکر و اعتقادات اون فرد با اون خانم زمین تا آسمون متفاوت هست و اصلاً حرف های همدیگه رو نمیفهمند. به نظر شما این دو نفر میتونن خوشبخت باشند؟

این موضوع رو بیشتر خانواده های مذهبی باید مد نظر قرار بدند و بدونن شاید روز های اول کلاس گذاشتن خیلی خوب باشه اما به مرور زمان وقتی همسر شما حرف شمارو نمیفهمه اون موقع متوجه میشین همه چیز مدرک تحصیلی نیست...

این حرف هارو گفتم تا به این نقطه برسم که به نظر من اگر خانمی ملاک ازدواجش رو بجای همفکری، هم مدرکی بگذاره کاملاً بی سواد و امل و صد البته بی کلاس هست.

پ,ن : زمانی که تو نیروگاه کار می کردم مدرک تحصیلیم دیپلم بود. اما بخاطر پشتکاری که داشتم هر روز به جایگاه بهتری می رسیدم تا جایی که شدم کنترل پروژه نیروگاه. تمام مهندس های تحصیل کرده نیروگاه وقتی به من می رسیدند و از مدرک تحصیلیم سؤال می کردند و من می گفتم دیپلم دارم خیلی تعجب می کردند. بعد از مدتی هم اعزام شدم نیروگاه شیراز و اونجا تصمیم گرفتم ادامه تحصیل بدم. چون کسی به یک دیپلمه دخترش رو نمیداد. هرچند الانم میگن باید ارشد داشته باشی. میترسم ارشد بگیرم بگن دکترا و ...


 سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩۳  ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ

تبریک عرض می کنم میلاد با سعادت باب‌الحوائج ابوالفضل عباس (ع) و روز جانباز رو خدمت همه دوستان، از اونجایی که دیدم خاطرات بنده خیلی برا بعضی از دوستان جالب هست تصمیم گرفتم یه خاطره که مربوط هست به فرزند یک جانباز رو خدمت شما عزیزان بگم.

سال 86 که حدود 21 سالم بود به عنوان جوونترین مربی توی یک پادگان آموزشی که در دل جنگل بود به عنوان جانشین گردان مشغول آموزش نیرو های طرح تکمیلی گردان عاشورا بودم. هر دوره چیزی حدود به ششصد نیروی بسیجی که از سن 17 تا 45 سال بودن و بین اونا طلبه و مدیر و معلم و استاد دانشگاه پیدا میشد زیر دست من آموزش می دیدن. با روحیه نظامی که داشتم همه از من حساب می بردن و خلاصه کسی پاشو کج نمیگذاشت اما بین این همه نیرو یه نفر بود عین میخ کج هرچی تو سرش می زدی بیشتر کج تر می شد. کل گردان رو بارها بخاطر این یک نفر تنبیه کرده بودم اما روش کم نمی شد. حتی با اجازه من براش جشن پتو گرفتن و حسابی از خجالتش در اومدن اما بازم...

اوضاع ادامه داشت تا اینکه یک روز غروب که به نیروها آزاد باش داده بودم از بلند گوی پادگان صدای موزیک با صدای اصفهانی پخش شد. یدفه دیدم این بشر که به هیچ صراطی مستقیم نبود یه گوشه از پادگان چند نفر رو جمع و شروع کرده به انجام حرکات موزون...

دیگه نتونستم رفتارش رو تحمل کنم. رفتم گوشش رو گرفتم و از در پادگان انداختمش بیرون. هرچی التماس می کرد قبول نمی کردم. چنان خواهشی می کرد که دل سنگ کباب می شد. اما گفتم جای تو دیگه اینجا نیست، تو این پادگان سه نفر شهید نشدن که تو اینجا حرکات موزون انجام بدی. گفت جناب اگه منو بندازی بیرون آبروی بابام میره.

خاطره من و فرزند یک جانباز

برگشتم گفتم به بابات چه ربطی داره؟ گفت راستشو بخواین بابام جانبازه اگه منو بندازی بیرون و به گوشش برسه برا چی منو انداختی بیرون خجالت می کشه. پیش خودم گفتم آها الان وقتشه. رفتم جلوش و یدونه کشیده خوابوندم زیر گوشش که برق از چشاش پرید. 

 گفتم کشیده رو بخاطر خودم نزدم، از طرف بابات زدم. خجالت نمی کشی با آبروی بابات بازی میکنی؟ اونم یه جانباز. کسی که رفته سینش رو بخاطر تو و من سپر کرده که فردا روز تو راهش رو ادامه بدی و بشی باعث افتخارش اما حالا داری براش میشی سایه نکبت؟ بغضش ترکید و شروع کرد مثل ابر بهار گریه کردن.

خلاصه با وساطت مسئول شب اجازه دادم بیاد تو پادگان. تا آخر دوره از سنگ صدا میومد ازین بشر صدا در نمیومد. یکسال ازین ماجرا گذشت و قرار بود دوره آموزشی نیروهای مربی برگزار بشه. نیروها گروه گروه وارد پادگان می شدن. منم مشغول صحبت بودم و تذکرات لازم رو میدادم که دیدم یکی از آخر صف منو به فامیل صدا زد. دیدم همون فرزند جانبازی که کشیده زده بودم تو گوشش بود. بهش گفتم تو اینجا چیکار میکنی؟ با اون یادگاری که بهت دادم دیگه نباید اینجاها پیدات بشه. بلند شد و خندید و گفت : جناب اون یادگاری کار خودشو کرد...

تو دلم خدارو شکر کردم که تونستم به یکی بفهمونم باید قدر پدر جانبازت رو بدونی و هواست به آبروش باشه...

پ,ن1 : اینقدرا هم خشن نیستما. تو اون محیط باید سخت گیر باشی تا شیرازه کار از دستت در نره.

پ,ن2 : نمیدونم آه کدوم یکی از این نیروها دامن منو گرفته که این همه مشکل برام میباره.

این خاطرات ادامه دارد ...


 دوشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩۳  ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ

چند وقت پیش کتاب داستان ازدواج چهارده معصوم (ع) از  سیدهادی میراشرفی رو می خوندم که بخش مربوط به ازدواج امام حسین (ع) با خانم رباب و عشق بازی های زیبای این بزرگواران نظر من رو به خودش جلب کرد. اوج عشق رباب به امام حسین (ع) آنقدر زیاد بود که هیچوقت این عشق و دوستداشتن و علاقه رو از امام محروم نمی کردند اما هیچوقت نتوانستند در مقابل عشق و علاقه ای که امام حسین (ع) به ایشان داشتند عشقی بالاتر بیارند.

امامی که از سوی بعضی ها به خشونت و ستیزه جویی متهم میشود در نهایت لطافت برای همسر و دخترش چنین شعری می سراید و ازاین بابت افتخار میکند:

لَعَمْرُک اِنِّنی لَاُحِبُّ دارا تَحُلُّ بها سکینةُ و الربابُ اُحبِّهما وَ اَبْدُلُ جُلَّ حالی وَ لَیْسَ لِلاَئمی فیها عِتابُ «به جان تو سوگند! من خانه‏ ای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند. آنها را دوست دارم و تمامی دارایی ‏ام را به پای آنها می‏ریزم و هیچ کس نباید در این باره مرا ملامت کند.»

شدت علاقه رباب به امام حسین (ع) تا حدی بود که بعد از واقعه عاشورا این بانوی بزرگوار  از فرط غصه و گریه، بیش از یک سال زنده نماند.

یاد بگیریم به همسر خود عشق بورزیم...

متأسفانه معضلی که این روزها زوج های ایرانی را تحت تأثیر خود قرار داده امتناع از عشق  ورزیدن به همدیگه هست. به عنوان نمونه چند روز پیش تو دانشگاه یکی از خانم های همکلاسی دوران کاردانی رو دیدم و با هم احوال پرسی کردیم. به واسطه آشنایی که با همسر ایشون داشتم خبر شوهرشون رو گرفتم. اما شروع کرد به گلایه از وضع زندگی با شوهرش. می گفت حتی محبت هم از من دریغ می کنه. حتی میخوام برم خونه مادرم میگه حق نداری پاتو اونجا بزاری و ....

به اون خانم گفتم اجازه هست تو زندگیتون دخالت کنم و مشکل رو حل کنم؟ گفت با اخلاقی از شوهرم میشناسم بعید میدونم شدنی باشه. گفتم شما کاری که من میگم انجام بدین. همین الآن یک پیامک به ایشون بزنید و بگین سلام عزیزم خسته نباشی شوهر خوبم. اگه اجازه میدی امروز یه سر به مادرم بزنم.

همکلاسی سابقم ناراحت شد و گفت : من به اون همچین حرفی بزنم؟ عمراً. گفتم دیدی عیب از شماست. شما که محبت رو از همسرت دریغ می کنی توقع داری بهت محبت کنه و باهات کنار بیاد؟ شما این پیامک رو بفرست تا متوجه بشی منظورم چی هست. ایشون پیامک رو فرستاد. چند لحظه بعد شوهرش جواب پیامکش رو داد.

متن پیامک شوهرش : سلام عزیزم. ممنون خانم خوبم. اجازه منم دست شماست اما بزار از سر کار برگشتم خودم می برمت.

بهش گفتم یعنی یه محبت کوچیک اینقدر سخت بود؟ لبخند زد و گفت حق باشما بود.

پ,ن1 : خانم ها و آقایون یادتون نره اگه شما به همسرتون محبت نکنین، هستند کسایی که جای شما محبت کنن. از من گفتن بود.

پ,ن2 : یکی نیست بگه آخه توکه ازدواج نکردی چرا به دیگرون مشاوره میدی. والا 


 یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩۳  ٦:٤۸ ‎ب.ظ

روزگار سختیست. بعضی از مردم برای بدست آوردن نان شبشان هم مشکل دارند. گرانی و شیب های تند کمر شکسته ملت را خورد کرده است. رئیس جمهور می گوید خزانه خالیست اما نمیدانیم پول چند میلیاردی تغییر دکوراسیون دفتر ریاست جمهوری از کجا آمده است. یک روز با سبد کالا غرور و عزت ملی را لگدمال می کنند و یک روز با جشن و رقص لزگی کاخ سعدآباد دل مردم را می شکنند.

و هر دم ازین باغ بری می رسد، تازه تر از تازه تری می رسد. اینبار جناب سخنگو می گوید : برگزاری جشن و مراسم در سالگرد انتخاب قاطعانه آقای روحانی توسط مردم، یک حق است و در جهت نشاط جامعه لازم است و دستگاه های اجرایی باید از این فرصت استفاده کنند.

مردم مانده اند جیب خالی خزانه را باور کنند یا ولخرجی های دولت از جیب بیت المال را. اما تنها باوری که مردم آنرا قبول دارند جیب خالی خودشان است و چشمان حسرت زده شان در مقابل سونامی واردات پورشه آقا زاده ها به کشور.

جشن سالگرد پیروزی دکتر روحانی

اما مردم دل رحمی داریم. حاضرند نان شبشان را به سختی بدست بیاورند اما همان نان را با همسایه تقسیم کنند. مردمی که بی تفاوت از کنار دخترک دست فروش کنار خیابان نمی گذرند و محض شاد کردن دلش هم که شده آدامسی می خرند تا لبخند را باهم تقسیم کنند.

رئیس جمهور محبوب ماهم با شادی موافقیم اما اینجا مردم دلشان برای هم می تپد نه برای جشن و پایکوبی. شادی و جشن و نشاط ما زمانیست که تمام ملت باهم شاد باشند.

جناب آقای روحانی رئیس جمهور منتخب و محترم ملت، از شما در خواست داریم تا برای شاد کردن دل ملت، دل ایتام و فقرا را بدست بیاورید. مردم از پول بیت المالی که صرف این راه می شود بسیار خوشحال می شوند تا به راه انداختن جشن و پایکوبی و رقص و برهنگی و ....

برای رسیدن این صدا به گوش رئیس جمهور تا می توانید بازنشر کنید


 جمعه ٩ خرداد ۱۳٩۳  ٦:٥٢ ‎ب.ظ

جذابیت برایم مهم بود. برای همین احساس می کردم با ساپورت هر روز جذاب‌ تر و خوشتیپ تر از قبل دیده می شوم. این را از نگاه های مردم می فهمیدم. برای همین هر روز ساپورت های چسبان تر و جذاب ‌تری به پا و هر روز نگاه افراد بیشتری را به خودم جذب می کردم.

گمانم این بود که مرتکب هیچ گناهی در دنیا نشده ام و از تمام دختران پاک ‌تر هستم. این خیال تمام عمر با من بود تا آنکه از این دنیا بار سفر بستم و در صحرای محشر و روزقیامت نامه اعمالم را به دست چپم دادند. خدای من چه می دیدیم. گناهانی که حتی یکبار مرتکب آن نشده بودم. گناه زنا و شهوت رانی و فساد و ... زبان به اعتراض گشودم که این چه عدالتی است؟ من حتی فکر یکی از این گناهان هم به افکارم خطور نکرده بود.

ساپورت یعنی ...

برای دریافت سایز اصلی بر روی عکس کلیک کنید

و خداوند عالم فرمودند مگر ما در سوره نور آیه 19 خطاب به شما نگفتیم که :

إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.

کسانى که دوست دارند زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد عذاب دردناکى براى آنها در دنیا و آخرت است، و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانید.

به فکر فرو رفتم و به روز هایی که با تکبر و غرور ساپورت به پا می کردم تا زیبا تر شوم و نگاه های مردم را بخودم جذب می کردم افتادم. تازه فهمیده بودم ساپورت یعنی چشم های هیز شمارا خریداریم...

پ,ن : این داستان ممکن است برای شما اتفاق بیفتد. مراقب به گناه انداختن دیگران باشید...


 چهارشنبه ٧ خرداد ۱۳٩۳  ٩:٠٤ ‎ب.ظ

آزادی‌ یواشکی زنان در ایران نام صحفه ای در فیس بوک است که در این صفحه بعضی از خانم های ایرانی عکس برداشتن روسری شان را قرار می دهند و با نوشتن مطالبی عارفانه و عاشقانه هرزگی خود را آزادی می نامند.

حامیان این صفحه مدام از استقبال مردمی آن دم می زنند اما باتوجه به ماهیت اصلی فیس بوک یعنی سکس، و جذاب بودن نام این صحفه از نظر جنسی، بخش عمده ای از مراجعین به این صفحه فقط به دنبال ارضای غریزه جنسی خود هستند.

آزادی یواشکی زنان در ایران

 با نگاهی دقیق متوجه می شویم تعداد کامنت ها و لایک های آقایان بسیار بالاتر از تعداد لایک ها و کامنت های خانم هاست. علت اصلی لایک کردن این صفحه از سمت آقایان این است که احیاناً زمانی بتوانند عکس های آزادی یواشکی غلیظتری را مشاهده کنند.

بقیه روشنگری در ادامه مطلب ...


 جمعه ٢ خرداد ۱۳٩۳  ٩:۳٦ ‎ق.ظ

قالب های طراحی شده

قالب حرفه ای بی سیم چی برای وبلاگ

قالب وبلاگ دکتر حسن روحانی

قالب وبلاگ پیاده روی اربعین

قالب فیلم محمد رسول الله برای وبلاگ

قالب زیبا و حرفه ای محرم برای وبلاگ

قالب زیبا و حرفه ای امام رضا (ع)

قالب زیبای تخریبچی

قالب زیبا و حرفه ای یاس کبود برای وبلاگ

قالب سه ستونه سنگر برای وبلاگ

قالب سه ستونه ولادت حضرت معصومه (س)

قالب سه ستونه مارک رمضان برای وبلاگ

قالب سه ستونه امام زمان برای وبلاگ

قالب حمایتی سعید جلیلی برای وبلاگ

قالب سه ستونه انتخابات برای وبلاگ

قالب سه ستونه شهادت حضرت زهرا (س)

قالب سه ستونه زیبای راهیان نور برای وبلاگ

قالب سه ستونه نماز برای وبلاگ

قالب سه ستمام خامنه ای برای وبلاگ

قالب سه ستونه شهیده با موضوع شهدای زن

قالب سه ستونه شهدای گمنام برای وبلاگ

قالب شهادت امام رضا (ع) برای وبلاگ

قالب سه ستونه ریحانه با موضوع حجاب

رای وبلاگ های ارزشی

برای وبلاگ های ارزشی

قالب سه ستونه کوثر باموضوع حجاب

قالب مذهبی سه ستونه محرم برای پرشین بلاگ

قالب سه ستونه بسیج برای وبلاگ

کد صوتی برای وبلاگ

کد صوتی هم آواز طوفان با صدای حامد زمانی

حضرت مهتاب با صدای حامد زمانی

کد صوتی سرزمین من با صدای حامد طاها

دوباره نیت کن با صدای میثم مطیعی

گردان با صدای حامد زمانی

باروی سیاه برای وبلاگ

مهمانی خدا با صدای علی اصحابی

کد صوتی ترانه زیبای ای ارزوترین بهار

مرگ مساوی با آمریکا برای وبلاگ

کد صوتی نحن صامدون برای وبلاگ

بی سیم چی برای وبلاگ

نگران منی با صدای مرتضی پاشایی

روضه نمیشه باورم برای وبلاگ

ماه تمام با صدای حامد جلیلی

صبح امید با صدای حامد زمانی

گزینه های روی میز برای وبلاگ

در میدان می مانم با صدای میثم مطیعی

کد صوتی ستاره پوش برای وبلاگ

کد صوتی تا همیشه تازه ای عشق قدیمی برای وبلاگ

کد صوتی مداحی محرم برای وبلاگ

کد صوتی مداحی یا لیتنا کنا معک

کد صوتی روضه کوچه برای وبلاگ

کد صوتی سوی خدا می رویم برای وبلاگ

گنجینه آنلاین صوتی امام زمان برای وبلاگ

کد صوتی مداحی ببار ای بارون ببار

کد دکلمه زیبای سلام امام زمان (عج)

کد مداحی شهدا شرمنده ایم با صدای میثم مطیعی

کد صوتی ای حرمت ملجأ در ماندگان برای وبلاگ

کد صوتی مناجات حاج حسن خلج با امام زمان

دانلود کد صوتی روضه حاج محمود کریمی برا

کد صوتی ببار ای بارون ببار

کد صوتی به طه به یاسین

پوستر های طراحی شده

افرادی که از آیت الله جنتی بزرگتر و کوچکترند

آقا پلیسه زرنگه با بدحجاب ها می جنگه...!!!

السلام علی ربیع الانام و نضرة الایام

پوستر نتیجه نفوذ دشمن

پوستر پایان خویشتن داری

پوستر 25 سال آینده فلسطین اشغالی

دست پخت جدید حامیان صلح

13 شهید غواص و خط شکن استان گلستان

پوستر پشت خنده اوباما

پوستر مروارید های افلاک

اینفوگرافی نتیجه حج رفتن ایرانی ها

پوستر یمن پیروز است با اتحاد

پوستر عاقبت نسیه فروشی

کاتور تحریم گاز اروپا توسط ایران

پوستر نابودی تل آویو فقط در 10دقیقه

پوستر مزدوران MI6 و CIA

پوستر تولد دوباره انسان ...

ساپورت یعنی ...

نهضت سواد آموزی واشنگتن شروع به فعالیت کرد

پوستر فیلم انصرافی ها

پوستر مادر شهید بهروز صبوری

حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی

امر به معروف با چشـــم ها

فرشته ها هم دزدی می کنند....

بنر با کیفیت برای ایام محرم و هیئات مذهبی

بنر با کیفیت تبریک میلاد امام رضا (ع)

طرح بهشت پاداش پاکدامنان

پوستر 92 شهید گمنام

ار گرفته شده با موضوع حجاب و عفاف

پوستر چادر میراث حضرت زهرا (س)

پوستر پرواز به آسمان فرود در بهشت

پوستر حجاب خون بهای شهیدان

پوستر فرشته مدافع حرم حضرت زینب (س)

پوستر میراث شهید

پوستر شهید دکتر مصطفی چمران

پوستر شهدای گمنام ...

پوستر هر رأی یک ایرانی یک تیر به قلب دشمن است

پوستر شناسنامه ها دفاتر ثبت افتخارات هر ایرانی

پوستر ادامه راه

پوستر ای لشگر صاحب الزمان با موضوع انتخابات

لوگوی پیشنهادی معبر سایبری فندرسک به گوگل

پوستر مسیر جریان انحرافی به سمت ولایت نمی رود

پوستر لایک های بی ارزش باموضوع حجاب

پوستر سیب گلاب با موضوع حجاب

پوستر داغ شهــــــــــــادت

پوستر طرح مبارزه با خشونت در مبارزه با بدحجابی

پوستر استند سال حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی

پوستر تا آخرین قطره خون این راه ادامه دارد

پوستر وظیفه افسران جنگ نرم در انتخابات

پوستر حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی

پوستر در محیط مجازی از نگاه های اضافه بپرهیزید

پوستر این خــــــــــــــــــــاک ها

پوستر ما برای چه شهید داده ایم؟؟؟

بالای صفحه

سید شهیدان اهل قلم :
چه جنگ باشد چه نباشد راه من و تو از کربلا می گذرد؛ باب جهاد اصغر بسته شد باب جهاد اکبر که بسته نیست...