مدیون همین هاییم...

جنگ که شروع شد، سر زمین بودم با تراکتور،
جنگ که تموم شد، برگشتم سر همون زمین، بی تراکتور.
آقاجون مو هنوز دفترچه بیمه هم نگرفتم،
حالا خیلی زوره، خیلی زوره این حرفا...
شما سهمتان ر دادن.
سهمتان همین زخم زبون هایی بود که زدین....

مدیون همین هاییم...

پ,ن: تازگیا با خانواده ای فامیل شدیم که پدر این خانواده یه جانباز هست. بهش گفتم به شما چقدر سهمیه میدن؟ گفت روزی که داشتیم میرفتیم دفاع پدرم هرسه برادر رو دور خودش جمع کرد و گفت: نمیبخشمتون و مدیون هستین اگه برین دفاع کنین و بعدش از جمهوری اسلامی پول بگیرین. میگفت من دنبال پولش نبودم اما انتظار ندارم الان خیلی ها که از تیرهای نخورده میلنگن بهترین سهمیه هارو بگیرن. حرفاش قشنگ بود میگفت یادمه بنی صدر دستور داده بود بچه بسیجی هارو از پشت با تیر بزنن. کل دندوناش رو کشیده بود. معده و روده هاش خراب بود میگفت مشکل از آب اونجا بوده. رو بدنش جای یه زخم خیلی گنده بود. تو ماشین بسختی مینشست و ... خیلی دلش از دست مسئولین پر بود خیلی. از بس بدنش ضعیف شده بود یبار فکر کرده بودن معتاد هست و دستگیرش کرده بودن. بعد که می برنش آزمایش میفهمن جانباز بوده.

این ها رفتند که ما بمونیم. آهای آقای مسئولی که رو صندلی نرمت تکیه دادی باتوهستم...

/ 20 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه ان شا الله همه پاسدار خون شهدا باشند

عمار حضرت آقا!

سلام . خیلی خوبه که هنوز جوون هایی هستن که به یاد مظلومیت هم نوعاشون هستن . ایشلا موفق باشی برادر . این روزا خیلی دلتنگم . دعا کن به یه بهانه ای قسمت بشه برم بیت رهبری از نزدیک ببینم که حضرت آقا سلامت هستن و نفس میکشن . اللهم اید و سلم قائدنا الامام الخامنه ای روحی له الفداه ان شاالله .

خودش نخواسته بگیره طلب کار هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میثمک

سلام داداش خدا خیرشون بده راستی این موسیقی که گذاشتی فوق العادس/ احسنت به سلیقت

سلحشوران

انتظار...! صدای زمزمه های حضور رادر میان بغض های هر شبم می شنوم. ولی تمام جمعه های خوب من تهی زآمدنت. غروب شد،سحر برفت،سکوت آمد و برفت ونم نم سپید اشک روی گونه ام روان، آمد وبرفت تو باز هم نیامدی . خسته ام! ز بهر سالهای بی امان سالهای سبز انتظار وخسته از ستم،از گناه های شیعیان وباز هم... وجمعه جمعه ندبه ام وندبه ندبه اشک وآه وباز هم ...وبازهم...وباز هم نیامدی. بیا وبا دوباره بودنت تمام کاش های کاش من تمام کن بیا وباز هم بپاش رنگ عشق رنگ آبی حقیقتی را به روی ای کاش های کاش من. دلم بسی گرفته است...بهر سالهای باتو بودن ونبودنت، از تو خواندن وندیدنت،از تو گفتن و... . خواندنی ترین سروده ی من تا ابد به یاد ماندنی. سخت ومبهمی انتهای انتها. در جواب وحل تو وامانده ام.هر کجا می روم هرچه می روم باز هم حضور می باید و ظهور. بوی عطر سبز پیرهنت عطر خوب آمدنت حسرت دلهای بی قرارمان شده است. امید روح خفته ام بیا و روشنی بده به قلب های بی قرار. به بغض های بی امان به انتظارو انتظار وانتظار.

دانشجو

سلام دوست عزیز ممنون از مطالب قشنگتون به وبلاگ ما هم سر بزنید. daneshjo-azad.blogfa.com

گلستان بلاگ

با تشکر از مطلب خوبتان مطلب شما با نام خودتان در گلستان بلاگ منتشر شد گلستان بلاگ منتظر مطالب شماست http://golestanblog.ir/?p=3722

خودشم

مطلب جالب.... به عکس نمیخورد شاید... صحبت های حاج آقا پناهیان در مورد آزانس شیه ای رو حتما بشنوید... ممنون بابت مطالب مفیدی که تو سایبر پخش میکنید حالا که رفتید برگشتید به رسالت خودتون ادامه بدید... عاقبت بخیر شیم همه...