دشمن از سیاهی چــــادر تو می ترسد

و تو ای خواهرم
قبل از هرچیزی دشمن از سیاهی چادرتو می ترسد تا سرخی خون من
این چنین باش تا مرید زینب باشی.

                                                                      شهید امیر ممسنی

دشمن از سیاهی چــــادر تو می ترسد

پ,ن: چند روز پیش داشتم تو شهرگنبدکاووس راه می رفتم که چشمم افتاد به یه پدر و دختر. پدره دستش تسبیح بود و ذکر می گفت اما دخترش بشدت بدحجاب و لباس زننده ای پوشیده بود. با خودم گفتم یعنی خدا ذکر این پدر رو قبول می کنه؟ در حالی که دخترش باعث به گناه افتادن خیلی ها میشه؟ خیلی وقت ها اینقدر غرق مستحبات می شیم که واجبات رو از یاد می بریم.

/ 24 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
.انتظار...

حجاب! خیلی ها معنی شو متوجه نشدن!!! تو زندگی سعی میکنیم همه چیزرو تجربه کنیم خب حجابم تجربه کنیم بنظرم کار سختی نمیاد

"بسیجی دانشجو" ...و نه دانشجوی بسیجی

...هیچ مادری را دیده ای آیا برای دختران هزار سال بعدش نیز، ارثیه بگذارد؟!؟!؟ ...ارثیه ای اینچنین ناب ...پرافتخار و پر ابهت ...من، دختر نالایق آن مادرم ...و چادرم، ارثیه مادر مهربانم. (ممنونم مادر مهربونم[گل])

گلستان بلاگ

با تشکر از مطلب خوبتان مطلب شما با نام خودتان در گلستان بلاگ منتشر شد گلستان بلاگ منتظر مطالب شماست http://golestanblog.ir/?p=3718

دانشنامه فا

بسم الله الرحمن الرحیم سلام. عالی بود. به ویژه از قسمت پ ن خیلی خوشم آمد. اجرکم عند الله اللهم عجل لولیک الفرج وجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه راستی لطفا از وبلاگ این حقیر بازدید کرده و در صورتی که خوشتان آمد حتما نظر دهید. اگر با تبادل لینک یا بنر موافقید بسم الله!

خادم الزینب

با سلام ممنون از اینکه لایق دونستید وبه وبم سر زدید وممنون از حسن نظرتون خوشحال میشم در زمینه خدمت به رهبری هر کاری بکنم از لو گوتون هم استفاده کردم خیلی ممنون در پناه امام زمان باشید

خادم الزینب

با سلام ممنون از اینکه لایق دونستید وبه وبم سر زدید وممنون از حسن نظرتون خوشحال میشم در زمینه خدمت به رهبری هر کاری بکنم از لو گوتون هم استفاده کردم خیلی ممنون در پناه امام زمان باشید

خادم الزینب

با سلام ممنون از اینکه لایق دونستید وبه وبم سر زدید وممنون از حسن نظرتون خوشحال میشم در زمینه خدمت به رهبری هر کاری بکنم از لو گوتون هم استفاده کردم خیلی ممنون در پناه امام زمان باشید

سید ناصر موسوی

خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟ خانوم خوشگِله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟ خوشگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟ اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید! بیچــاره اصـلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد. روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت... شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....! دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند... دردش گفتنی نبود....!!!! رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شدو کنار ضریح نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن... چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد... خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!! دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند...به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد... امــــا...اما انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..! انگار محترم شده بود... نگاه

سید ناصر موسوی

خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟ خانوم خوشگِله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟ خوشگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟ اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید! بیچــاره اصـلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد. روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت... شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....! دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند... دردش گفتنی نبود....!!!! رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شدو کنار ضریح نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن... چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد... خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!! دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند...به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد... امــــا...اما انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..! انگار محترم شده بود... نگاه

شهدا شرمنده ایم ...

ای به جامه مشکی آراسته که به حجاب زینت بخشیده ای! نیک بدان که رنگ مشکی نگاه شکن است و به بوالهوسان اخطار می دهد که حریم تو حریم عفاف است و در این وادی، هوس مرده است.