بنویسم یا ننویسم؟

اسم خودمو گذاشتم افسر جنگ نرم. اما افسری که هنوز نیمی از دینش کامل نشده. افسری که صبح از خواب پا میشه (بعد نماز) همش به فکر این هست که چطوری خرجی خودش رو در بیاره؟ من که همش صبح تا شب به فکر این هستم که یه کاری برا خودم جور کنم تا خرج زندگیم رو در بیارم چطور میتونم برا دیگران مطلب بنویسم و جواب ضد انقلاب ها رو بدم. منکه نیمی از دینم کامل نیست چطور میتونم جواب بی دین هارو بدم؟

بنویسم یا ننویسم؟

برا همین تصمیم گرفتم فعلا از نوشتن دست بکشم و تو این مدت ایام محرم هم اگه شد پوستری و یا نوحه ای برا دوستان بزارم و شاید بعد محرم هم کلاً معبر رو بستم. چون فایده ای نداره. اگه قلم من خوبه پس چرا بیکارم؟ اگه کارم درسته پس چرا ارگان هایی که ادعای کارفرهنگی دارن بی توجه هستن. البته من این وبلاگ رو برا این چیز ها نساختم اما در کل منظورم این هست که اگه واقعا کار بنده درسته پس چرا این همه بی عنایتی؟ مطمئن هستم رهبر انقلاب هم نیرویی مثل من رو نیاز ندارن چون فکرم همش درگیر شغل و آینده و ... با این ذهینت هم نمیتونم کار کنم.

پست موقت  -  نظر آزاد  اما نصیحت ممنوع

/ 61 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یه بنده گناهکار

سلام دوست عزیز من هم می خوام ادامه بدین خدابزرگه ما هم دعا می کنیم که مشکلت حل شه ایشالله

اىرانى

خىلى خوشحالى ازت تعرىف بشه نقطه سقوط هر کس زمانىه از چاپلوسى لذت ببره خدا نسل امثال تورو برداره که خون دل مادراى شهدا را به اسراىىل فروختىد

دریازاد

سلام برادر.خداقوت.کاش این حرف رو نمیزدی اجرت رو بااین عقب گردها ضایع نکن.یادت باشه این مسیر بدون یارو یاور نمیمونه اگه حکم اعدام سلمان رشدی رو این سوی آب امام عزیز ما صادر میکنه مصطفی مازحی اونسوی آب هست که جونش کف دستش بگیره و بره برای اجرای این حکم.کار تو این مسیر یه لطفه از طرف خدا یه توفیقه با یه توفیق اینجوری برخورد نمیکنن اگه ایرادی هم درخودتون میبینین برین درستش کنین نه اینکه پا عقب بذارین.یه سخنی شهید بزرگوار آوینی دارن که فوق العاده قشنگه"تقدیر حقیقی تاریخ درکف مردانی است که پروای نام ندارن آنان از گمنامی خویش کهفی ساخته اند و در آن پناه گرفته اند"بی سر و صدا بی منت و بی ریا کارتونو ادامه بدین و بدونین هرکی از این مسیر به هر دلیل قابل قبول و غیر قابل قبول برگرده ضرر کرده.یاعلی

شاهد

در اینکه اکثر ما جوونها بیکاریم (منظورم عمده ی دهه شصتی هاست که خودمم جز این گروه هستم)هیچ شکی نیست اما اگه شما نوشتن رو بذاری کنار و یه جورایی معبر رو به حال تعلیق در بیارید!!!!!!!ما زکل بیکار میشیم!! (لا اقل در زمینه جنگ نرم!!!!)

سیدمحمد

حاج اقاما و دین و مملکت ما به وجود امثال جنابعالی نیازمندیم وبه نظر حقیر وظیفه شرعی همه ماست که بدون توجه راه خودمان را ادامه بدهیم

چشمان ملت

مشکلت چیه؟؟؟حالا تو یه استخدامی پذیرفته نشدی از زندگی و دنیا ناامید نشو!!! این نشد یه کار دیگه پیدا میکنی. به راهت ادامه بده علی یارت

ساره

واقعا فکر نمیکردم کسی با وبلاگی به زیبایی شما بیاد یه پست بزاره تا همه نازش رو بکشن...از شما بعیده....الان لذت میبری که این همه نامه فذایت شوم نرو...برات نوشتن....ولی خداییش هم حیفه بری....خیلی پست های خوبی میزاری......ولی ناز نکن

سربازجنگ نرم

سلام منهم موقعیتی مانند شما دارم البته با زن وبچه بخاطربسیجی بودن از شرکت بعد از 3سال اخراج شدم ذره ایی در جایی که بودم وبا تمام جو ضد انقلابی که داشت بخاطر نان کوتاه نیامدم تا نانم را بریدند!آقایان حزب اللهی ودلسوز وانقلابی هم به فکر ما نیستندوکلا سرند میکنند تا نخاله ها را بکار گیری کنندتا ارزشی ها راو بیشترما درنگاه مردم به مانندکسانی هستیم که به دولت وصلند ودرپشت پرده به آنان رسیدگی میشوداما واقعیت چیزدیگری است واین درست است در زمانیکه هیچ خدماتی بدون مزد نیست باید کسی کار برای خدابرای مردم و.... را به رایگان باور نداشته باشداما با همه اینها جای حاج همت خالی که این جمله اش فقط برایم امید افروز است که حاشا بچه بسیجی میدان را خالی کند؟؟؟

صدیقی

هماهنگی لازم در این خصوص قبلاً با بنیاد شهید و امور ایثارگران بعمل آمده است. سلام وقتی آگهی استخدام دادگستری رو دیدم خیلی خوشحال شدم. 26 سالم بود که تو این استخدامی شرکت کردم. یک نفر میخواست، که اونم قبلا هماهنگ شده بود فقط پولشو از من گرفتن. اما حالا 30 ساله شدم و باز هم همون جملات تکراری. تا کی باید دنبال کار بگردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یه سر به آدرس استخدامی زیر بزن http://www.shahrekhabar.com/employment/1364590080816320

علیرضا

مخلص هر چی بچه با معرفته. راستیتش کاری از دستم ساخته نیست . وگرنه دریغ نمیکردم . انشاا... خدا بزرگه . ولی اگه رفتی سنگر رو خالی نکنی . منم یکی از سربازای سنگرتم .