نگاه چمران به ماست ...

این ماجرا واقعیست...

یه وقتایی زندگی به آدم فشار میاره. نه خود زندگی بیشتر افرادی که تو این زندگی هستند. مخصوصاً اگر آدمی باشی که کل زندگیت رو برا یه هدفی تو یک راهی دویده باشی و تا تونستی باشند آدمای توی اون راه جلوی پاهات سنگ انداخته باشند و از پشت خنجر زده باشند.

این اتفاق برا منم افتاد. کل جوونیم رو توی بسیج و سپاه جاهای فرهنگی گذروندم به امیدی که برای این انقلاب کاری کرده باشم تا فردا روز قیامت چشمم تو چشم شهیدی افتاد خجل نباشم. اما تو همین راه تا تونستند خنجر زدند. تا تونستند سنگ جلوی پا انداختن. نه غریبه ها نه. بیشتر همون هایی که تو همین راه بودند که البته فقط جسمشون تو این راه بود و روحشون تو صفا و سیتی.

اینقدر که بهم فشار اومده بود و خیانت دیده بودم و ریای بقیه رو دیده بودم از همه بیزار شده بودم. گفتم دیگه بسه تا همینجاش هم زیادی اومدم. شمارو بخیر و مارو به سلامت. از دفتر امام جمعه و بسیج و سپاه و ... همه جا خودمو کشیدم کنار و گفتم من دیگه هیچی برام مهم نیست.

روز اول، روز دوم، روز سوم رسید و شب در عالم خواب دیدم یه نفر با کلاه، عینک و لباس نظامی شهید چمران داره نگاهم میکنه. خوب که دقت کردم دیدم آقا مصطفی داره نگاهم می کنه. نگاهش پر بود از توقع و ناراحتی. تا اومدم حرفی بزنم روش رو برگردوند و رفت. هرچی دویدم دورتر می شد. هی داد زدم آقا مصطفی، آقا مصطفی... اما اون رفت. خسته شدم و وایسادم. دیدم یه رزمنده بسیجی داره بهم میخنده. رفتم جلو باهم کلی حرف زدیم که یادم نیست چی گفتیم. اما حرف آخرش یادمه که گفت : فلانی بخاطر ما برگرد.

نگاه چمران به ماست ...

تا این رو گفت صدای الله اکبر به گوشم خورد. یدفه از خواب پریدم دیدم اذون صبح شده و صدای مؤذن میاد. مو به تنم سیخ شده بود. تازه فهمیده بودم چه اشتباهیی کرده بودم. تازه فهمیده بودم چمران ها از همه چیزشون گذشتند تا ما ها از این راه نگذریم اما حالا بخاطر چندتا آدم ریاکار دارم از همه جا خودم رو عقب می کشم.

و چند وقت بعد معبر سایبری فندرسک شروع به فعالیت کرد. آقا مصطفی بازهم بیا و مارا از این منجلاب ریا و غرور و خیانت بیرون کش. اینجا گاهی زمین دلتنگ چمران ها می شود. مدتی است در های شهادت را بسته اند. اینجا فرشته گان لیاقت شهادت را احتکار کرده اند. روزگار گرانی انسانیت است. نمیدانیم امروز در همان راهی هستیم که فردا خواهیم بود یا فردا در راهی هستیم که امروز نخواهیم بود. فقط بگویم انسان بودن سخت است باور کن. هدف را گم کرده ایم و به گمانمان دین هدف نهایی ماست. غافلیم از اینکه دین فقط راهیست برای رسیدن به معبود. معبودی که برای دور زدن عقایدمان آنرا پشت دین پنهان می کنیم. آری اینجا دوران گرانیست. بیا و خریدار ما بی دلان باش...

تقدیم به روح پرفتوح شهید دکتر مصطفی چمران صلوات...

پ,ن : خیلی وقت ها از خودم بدم میاد. وقتی کارهای که انجام میدم رو خوب نگاه می کنم می بینم چقدر با چیزهایی که شهدا می خوان فاصله دارم. اصلا فکر نمی کردم یه روز یه شهید بیاد بخواب من نالایق. این نشون میده شهدا به ماها نظر لطف دارن اما کارهامون اینقدر زشت و بد هست که گاهی اونها مجبور میشن برا برگردوندن ما بیان به خواب ما. اما بازم بر نمی گردیم. خودمو میگم نه شما من فقط ادای برگشته هارو در میارم وگرنه حال و روزما این نبود. جسم من برگشته و باطنم در گمراهیست...

/ 61 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیب سرخ

با سلام. ایام ماه رمضان، پربرکت . دل پاکی داشتید که لایق این خواب شدید. ان شاءالله بتونید و بتونیم در این مسیر، ثابت قدم باشیم و بهترین مسیر رو دنبال کنیم. التماس دعا. یا علی.

سیب سرخ

سلام مجدد. همین که اومدند که برگردید،‌ نشون می‌ده که دلتون آماده دریافت همین‌قدر حضور ایشان رو داشته؛ همه ما معصوم نیستیم و اشتباه و خطا داریم در ساحت قدس ربوبی. در پناه حق سلامت باشید و عاقبت به خیر. یا علی.

یادمان باشد

سلام بر روح شهدا... خوش به سعادتون که شهدا قابلتون دونستن و براتون یاد اور شدن که برگردین ... ممنون که شما هم این نکته را برایمان یاد اور میشین که که گمراهی نریم و برگردیم با اجازتون با ذکر منبع این مطلبتون رو کپی کردم. التماس دعا

یه دختر چادری

وب بسیار خوبی دارید برایتان ارزوی موفقیت میکنم [لبخند][لبخند]

آمنین

ما از الست طایفه ای خسته ایم ما بچه های مادری پهلو شکسته ایم امروز اگر سینه وزنجیر می زنیم فردا به عشق فاطمه شمشیر می زنیم ما را رسول خدا طایفه سلمان خطاب کرد از ما بترس ما طایفه ای پر اراده ایم ما مثل کوه پشت علی ایستاده ایم از ما بترس ما شیعه سر سخت حیدریم جان بر کفان فتوای رهبریم...

پایگاه فرهنگی مهدیار دوزدوزانی

شما ای عاشقان و ره سواران بیائید ای همه دل بی قراران به ظلمات شبانگاهی بتازید ز سبک آن همه شب زنده داران نه با خوردن شودحاصل چنین سود نه با نوشیدنِ آن روزه خواران تلاش و همّت وعرفان هویداست ز روح سر بلند سر بداران اگر بودی مطیع امر حق را به ارواحت قسم از نور باران همیشه ظاهر آرَسته ننگر به یاد آور سلوک یار داران چرا جنّت همه جمعند خوبان به اجلاس نکویان، جوی باران الهی هرکجاهستی هما نجا منم ساکن نما با کار داران به قول خود شهیدان در حیاتند ز لطفت آنهمه؛سرمایه داران اَیا ای پادشاه مُلک و هستی قبولم کن مرا از (مهدیار)ان سُراینده : مهدیار دوزدوزانی ا

گمنام

سلام من لینکتون کردم با اسم"تنها مسیر..."لینکم کنین

هم دانشگاهی

سلام بر آقا مصطفی چمران........ ............................ ................................... اللهم صل علی محمد و آل محمد

هم دانشگاهی

خوشا آنانکه الله یارشان بی به حمد و قل هو اله،کارشان بی خوشا آنان که دائم در نمازند بهشت جاودان بازارشان بی

گل نرگس

سلام واقعا خوش به سعادت شما برادر که تونستید کارایی رو برا شهدا وانقلابمون انجام بدین...[گل][گل][گل] مالیلقت نداشتیم..