آهنگ محسن چاووشی برای زلزله زدگان آذربایجان

از خواب پا شدم امروز
چشمای بستتو دیدم
ماهی سیاه کوچولو
تنگ شکستتو دیدم
دیدم همینکه می خونم
تاریخ تشنگی هاتو
دریاچه های خشکیده
خون گریه می کنن با تو
اخبار داغو می خونم
هر چند خوب می دونم
داغی که رو ارس مونده
این کوه سختو لرزونده
نه شعر آذری گفتم
نه خون آذری دارم
نسبت به مردمت اما
حس برادری دارم
رنجور آذربایجان
معصوم آذربایجان
مغرور آذربایجان
مغموم آذربایجان

آروم می گرفتم با افسانه های شیرینت
آهسته گریه می کردم با شهریار غمگینت

دل ابر بود و بارون شد
سرما زد و زمستون شد
آبادیا بیابون شد
هر چی که بود ویرون شد
هر چی که بود ویرون شد

/ 0 نظر / 50 بازدید